افسردگی شهرنشینان به مرز هشدار رسیده است + توضیحات روانشناس درتاج

0 6

بنابر اظهارات عضو شورای مرکزی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، خطر ابتلای افسردگی شهرنشینان ۲۰درصد بیشتر از افرادی است که در مناطق روستایی و یا خارج از شهر زندگی می‌کنند. همچنین خطر ابتلا به روان پریشی در شهرها ۷۷درصد بیشتر از ساکنان روستایی است.

فریبرز درتاج با بیان اینکه بیش از نیمی از جمعیت جهان (۲/۴ میلیارد نفر) ساکن شهرها هستند، گفت: «مدت‌هاست که اثرات مخرب زندگی شهری بر سلامت جسمی مانند میزان بالاتری بیماری‌های قلبی-عروقی و تنفسی شناخته شده است، اما مطالعات جدیدتر، نشان می‌دهد که زندگی شهری بیشتر می‌تواند بر سلامت روان، تاثیرات مخربی داشته باشد.»

این عضو شورای مرکزی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور اظهار کرد: «بسیاری از افراد در جستجوی خدمات بهتر، فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی و دوری از تجربیات منفی گذشته، به شهر نقل مکان می‌کنند. دلایلی که ممکن است برخی افراد به دنبال آن باشند، خود به عنوان عامل خطر برای مشکلات روحی و روانی محسوب می‌شود؛ از جمله فقر، بیکاری، بی‌خانمانی، مشکلات جسمی و روحی، آسیب‌های قبلی، بحران‌های شخصی، از هم پاشیدگی خانواده، اعتیاد و مهاجرت؛ این حرکت اجتماعی، جمعیتی را بوجود می‌آورد که به طور خاص، مستعد ابتلا به اختلالات روانی هستند.»

عوامل تاثیرگذار بر سلامت روان و افسردگی شهرنشینان

به گفته‌ی رئیس انجمن روانشناسی تربیت محیط شهری می‌تواند از دو طریق کلیدی افزایش محرک‌ها و سلب عوامل محافظتی بر افراد تاثیر بگذارد؛ افزود: «شهرنشینان سطح محرک بیشتری را تجربه می‌کنند. تراکم، ازدحام جمعیت، سر و صدا، بو، بی‌نظمی و آلودگی. تمامی این محرک‌ها، فعالیت و فکر را در سطح نهفته تحریک می‌کنند و به دلیل عدم توانایی در مقابله، تاثیرات‌شان به مرور زمان، بیشتر می‌شود. همچنین دشواری در یافتن آسایش (یعنی جستجوی فضاهایی خلوت، آرام، بدون آلودگی و خصوصی) می‌تواند به انزوای اجتماعی مرتبط با اضطراب و افسردگی شهرنشینان تبدیل شود.»

این روانشناس توضیح داد: «ممکن است ساکنان شهری کمتر به شرایطی که در مناطق روستایی وجود دارد و از سلامت روانی محافظت می‌کنند، دسترسی داشته باشند. به عنوان مثا؛ ممکن است دسترسی کمی به طبیعت و فضای سبز داشته باشند، یا به دلیل کاهش اوقات فراغت یا کار زیاد و صرف زمان طولانی در رفت و آمد شهری، فرصت کمتری برای گنجاندن ورزش و تفریح به عنوان بخشی از برنامه‌های روزمره داشته باشند.»

وی افزود: «همچنین ممکن است به دلیل عواملی مانند ازدحام جمعیت، نور، سر و صدا و استرس، افراد احساس امنیت نکنند، حریم خصوصی کمتری داشته و حتی خواب کمتری داشته باشند. همچنین از آنجایی که ساکنان شهر نسبت به مناطق روستایی تمایلی به تعاملات اجتماعی ندارند، زندگی در شهر با ترک شبکه‌های اجتماعی قوی دوستان و خانواده همراه است. با فرسایش این عوامل محافظتی، افراد بیشتر در معرض ابتلا به مشکلات بهداشت روان قرار می‌گیرند.»

افسردگی شهرنشینان مناطق بالا شهر کمتر است

فریبرز درتاج تصریح کرد: «زندگی شهری پدیده پیچیده و متناقضی است که تعریف دشواری دارد. مشترکات کمی بین ساکنین یک منطقه محروم شهر و یک منطقه بالای شهر وجود دارد. به این معنی که وقتی افراد به مسکن با کیفیت بالا و فضای سبز دسترسی پیدا می‌کنند، میزان افسردگی شهرنشینان هم در آن مناطق شهری کمتر است. این شرایط را می توان به شهرهای مختلف نیز تعمیم داد؛ بدین ترتیب شهرهایی که در مناطق جغرافیایی خوش آب و هواتر و با امکانات رفاهی و تفریحی بیشتر و جمعیت کمتر هستند، تاثیر منفی زندگی شهری بر آن‌ها کمتر است.»

وی درخصوص راهکار جلوگیری از افسردگی شهرنشینان ادامه داد: «به طور کلی سلامتی، و به طور خاص سلامت روان، به پرورش و پیشرفت بستگی دارد. برای بسیاری از مردم، زندگی شهری می تواند از طریق افزایش فرصت‌های تحصیلی، اشتغال، اجتماعی شدن و دسترسی به مراقبت‌های تخصصی، مزایای زیادی به همراه داشته باشد. شهرنشینی می‌تواند اولین گام در جهت تحقق توانایی‌های کامل فرد و شرط لازم برای دسترسی به جوامع با علایق و ارزش‌های مشابه باشد. در کل، تاثیر زندگی شهری به ساختار ژنتیکی ما هم بستگی دارد؛ در واقع افرادی که ساختار ژنتیکی سازگار با زندگی شهری را دارند و بتوانند خود را با این شرایط سازگار کنند، به پیشرفت و توانایی های بیشتری دست کرده و در نتیجه سلامت روان بهتری را تجربه می‌کنند.»

درتاج در پایان تاکید کرد که شهرها موانع و فرصت‌های مختلفی، از آزادی تا اسارت ارائه می‌دهند که به طور همزمان می‌تواند هم ما را به چالش بکشد و هم ما را رشد و پرورش دهد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.